ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
391
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
است : « وقتى در خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم دربارهء زنى گفتم : دامنش دراز است . فرمود : از دهانت بينداز از دهانت بينداز پس پارهء گوشتى از دهانم بيرون افتاد « . و روايت است : « يكى از شيخين به ديگرى گفت : فلان شخص پر خواب است ، سپس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم سفره خواستند كه از آن نان بخورند . فرمود : خوراك خود را خورديد . گفتند : يادمان نمىآيد ، فرمود : بلى گوشت رفيقتان را خورديد » . و امّا روايتى كه از امام صادق عليه السّلام رسيده است كه فرمود : « غيبت آنست كه دربارهء كسى چيزى بگويى كه در نزد خداوند عيب نباشد و به چيزى او را مذمّت كنى كه دانشمندان آن را مىستايند . ولى سخن گفتن دربارهء غايب به چيزى كه در نزد خدا مذموم و صاحب آن مورد سرزنش است ، اين غيبت نيست ، هر چند صاحب آن اگر بشنود ناراحت شود و تو از آن عيب برى و خالى باشى ، و در اين سخنت حق را از باطل به وسيلهء بيان خدا و رسول او جدا و روشن كنى ، و ليكن به اين شرط كه گوينده غير از بيان حق و باطل در دين خداى عز و جل مقصود ديگرى نداشته باشد ، و امّا هر گاه مرادش ذكر نقص مذكور بدون اين معنى ( بيان حق و باطل ) باشد ، اين شخص اگر چه كارش صواب باشد به سبب فساد مراد و مقصد باز خواست خواهد شد ( 1 ) » . اين روايت مخصوص موردى است كه صاحبش قبح آن را نداند ، يا آن را پوشيده دارد و آشكار شدن آن او را ناخوش آيد . دليل اين مطلب روايت ديگرى است از آن حضرت ، كه وقتى از غيبت پرسيدند ، فرمود : « هو أن تقول لأخيك في دينه ما لم يفعل ، و تبثّ عليه امرا قد ستره اللَّه عليه لم يقم عليه فيه حدّ » . « اين است كه دربارهء برادرت در دين او چيزى بگوئى كه نكرده است ، و به زبان چيزى را منتشر كنى كه خدا بر او پوشانده و حدّى دربارهء آن اقامه نكرده است » . و فرمود : « الغيبة ان تقول في أخيك ما ستره اللَّه عليه ، و أمّا الامر الظَّاهر فيه ، مثل الحدّة و العجلة ، فلا » .
--> ( 1 ) اين حديث را با » مصباح الشريعة « : باب 49 ، تصحيح كرديم . و در جزء اول گفتيم كه در صحت » مصباح الشريعة « شك است . .